"لارنس الووی"
نقد حاصل توصیف و اندیشه آزاد متقد است نه ارزیابی نا بهنگام و بیان اصطلاحات تخصصی!


جستجو در برای
طبقه بندی نتایج

نمایش 1 تا 10 از 14 مورد یافت شده

مرتب سازی بر اساس

خطوط شعاعی دایره در سه جای عکس تکرار می­شود. چرخ گاری، چهار انگشت کشیدۀ مادر روی سر کودک، و دنده­ های بیرون­ زدۀ کودک؛ که نوعی ریتم را ساخته است... اگر نگاه مادر هم خیره خیره به ما می ­نگریست، توجه ما بین این دو تقسیم می­شد. و کسی چه می­داند، شاید...

... عناصری که در عکس می بینیم، صورت آرام، چشمان مطمئن، لبخند آرامش بخش و دست پرقدرت کرتس، یک واحد کامل می سازد. آنچه همه در ازدواج و زندگی مشترک به دنبالش هستند. عکس نشانه ای از تفاهم و اتحاد این دو است. کرتس که کتاب شصت سال عکاسی اش را به الیزابت تقدیم کرده است - کتابی که با همین عکس آغاز می شود - و الیزابت چهل سال از این شصت سال را ...

عکس عمق دارد. فضایی عمیق که از ابتدا تا انتها پر از کشته، مصیبت و اندوه است. انسان ها در گسترۀ وسیع، سرد و دلگیر عکس کوچک به چشم می آیند. پیرزن جلوی تصویر با دست های گشوده پیداست که کشتۀ خود را یافته است. جوانی که با پاهای روی هم انداخته، می توانست پس از کار روزانه بر چمنزاری دراز کشیده باشد و مادرش برای صدا کردنش سر میز شام به دنبالش آمده باشد؛ و کمی آن طرف تر زن دیگری کمر خم کرده است تا بهتر چهرۀ کشتۀ غوطه ور در گل و خون را ببیند، که آیا عزیز اوست؟ و انعکاس قامت خمیده اش در گودال آب چه بجا این مصیبت را عیان تر به تصویر می کشد.

حتی اگر ندانی که اینها که در عکس به صف ایستاده اند ببرهای تامیل، گروهی خون ریز و بمب گذارند که خواستار جدایی از سری لانکا هستند، وحشت از عکس نشت می کند و در دلت می نشیند؛ و غبطه می خوری به دل و جرات مردی که در این گرگ و میش سحر یا دم غروب در این بیابان در پشت بوته ای پنهان شده، از ویزور دوربین نگاه کرده، چنین ترکیب بندی را جدا کرده، و از مردانی که برای کشتن دنبال بهانه می گردند عکس انداخته.

پسرک به دوربین توجه ندارد. به نظر می­رسد لحظه­ ای گذرا در حالی که داشته نام روزنامه­ هایش را فریاد می­زده، نگاهش به عکاس افتاده و بعد هم شاید نگاهش را از او بازگرفته. چشم­هایش ...

هرچه در عکس به دنبال تفاوتی میان این حجمِ فشردۀ انسانی چشم بچرخانی چیز دندان­گیری نصیبت نمی ­شود. خیلی که دقت کنی، چند نفری در سمت چپِ عکس کمی سنشان بیشتر به نظر می­رسد، و کمی آن­ طرف ­تر نوجوانی سعی می­ کند با تمام خستگی لبخند بزند ؛ و شاید یکی­ دیگر هم درصف­ های آخر همین تلاش را می­ کند. ذهنم همۀ این نوجوان­ها را در قالب الیور توییست جای می­دهد. کافی است صورت­ های سیاه­شان را...

... همین روشنی و سایه ای که از نوع لباس کودک میبینیم، به بیننده القا میکند که زمستان است و گویی این کودک بیرون از خانه در سرما ایستاده است. کمی که بیشتر تأمل کنیم برخلاف تصور متعارفی که از عنوان فیزیکیِ Captivity «به عنوان یک چهاردیواری که کسی را در آن مبحوس می کنند» داریم، این هم می تواند نوعی از اسارت باشد. فضای سرد عکس، میله هایی که قاب تصویر را بخش بخش کرده اند، و پنجه ی گشودۀ کودک روی شیشه که ...

... امتداد نگاه مادر به اسیره آزاد شده می رسد. تمام توجه و حواس مادر به اوست. برخلاف امتداد نگاه کهنه سرباز که هیچ توجهی به مادر ندارد، شاید در میان جمعیت به دنبال مادر خودش می گردد. چهرۀ مادر سرشار از اضطراب است. برخلاف چهرۀ اسیرِ تازه به وطن برگشته که سرشار از شوق و اشتیاق است. این تقابل به خوبی پیام عکس را به ما می رساند، شادیِ بازگشت سربازان وطن که آمیخته به غم از دست رفتن بسیاری، و اندوه انتظار برای بسیاری دیگر است که ...

... عکس مربوط به دوران بحران اقتصادی است و عکاس لانگ است، که در بازنمایی آن دوران سرآمد است. (او عکاس عکس مشهور مادر مهاجر است) و نیازی به گفتن نیست که عکس تا چه حد در بیان آن حال و هوا موفق است. این کارگر، کارگر پنبه چین است پنبه هایی که با دست های او مهربان نبودند، برخلاف نامشان... با اینکه سوژه در مرکز تصویر قرار دارد، به واسطۀ خطوط مورب دست و چوب حصار که قاب تصویر را شکسته اند، نشانی از سکون در عکس نمی بینیم...

... عکس ما را با خود به تماشای شخصیت دختری نابینا می برد و عکاس با قاب گرفتن انگشتان قدرتمند، آراسته و مطمئن او ما را به تحسین وامی دارد. به خصوص که با انتخاب رنگ ها و فضای روشن هم مانع ورود هر حس ناخوشایندی به عکس شده است. و اما آن عروسک چشم درشت چه خوب به بالا بردن پیام عکس کمک کرده است. بدون او عکس بسیار معمولی تر می بود. ولی حضور آن دو چشم خیره در میان دو دست که در کار خواندن اند ... ------- نقد نقد: فتوریویو ------- نقد ثمین جواهریان، نقدی مبتنی بر فرم است. او عناصر بصری را در عکس واکاوی می کند و هوشمندانه در راستای معنایی که در نظر دارد به کار می گیرد. * رنگ در نگاه او به عکس هویتی دخترانه و شاد می بخشد، * بافت، خشونت خطوط بریل را بر سر انگشتان دختر نابینا تحمیل می کند، * خطوط خمیده و قوی انگشتان، واسط انتقال انرژی و ...