"لارنس الووی"
نقد حاصل توصیف و اندیشه آزاد متقد است نه ارزیابی نا بهنگام و بیان اصطلاحات تخصصی!


جستجو در برای
طبقه بندی نتایج

نمایش 1 تا 4 از 4 مورد یافت شده

مرتب سازی بر اساس

ثبت از کادر بندی مناسبی برخورداراست.قرار گرفتن فرد در سمت چپ کادر،میدان را برای به تصویر کشیدن عمق نفوذ نگاه فرد؛در سمت راست باز کرده است. هر چند اگر تصویر در حالت آیینه ای دیده می شد...

بعد از مطالعه کتاب زبان عکس، نوشته رابرت اکرت، خود را برای شرکت در آزمون کارگاهی فتوریویو آماده کرده بودم که از دریافت این عکس به عنوان موضوع نقدی روانشناسانه، شگفت زده شدم! یک پرتره از چهره یک مادربزرگ را چگونه می توان نقد کرد؟! نه اتمسفری، نه جمع خانواده ای، نه وسایلی که بتوان با آنها سوژه را مورد مطالعه قرار داد و از همراهی آنها در بیان حال و هوای عکس یاری جست. حتی عنوانی بر عکس نهاده نشده بود تا بتوان از ذهنیت عکاس محترم در بیان محتوا بهره برد. از نقد روانشناسانه عکس نا امید شدم ... برای خالی نبودن عریضه، سعی کردم فرم را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم...

... با بهره بردن از تکنیک های گرافیکی، تمام تلاش خود را به کار برده است تا ذهن مخاطب یا بهتر بگویم احساس او را در جهت محتوایی که هنگام تدوین تصویر در ذهن وی موج می زده است، هدایت و به آن محدود کند. او با ترنسپرنت (شفاف) نمودن اندام مادربزرگ، حضور او را به سایه ای محدود کرده است که بر واقعیت ترک خورده عکس نقش بسته است. درب را نیمه باز می گذارد، پنجره را در عمق خانه به تو نشان می دهد و روشنایی نور را از اندام محو سایه وار مادربزرگ عبور می دهد و به چشم تو می رساند. مادربزرگ هرگز مانعی بر عبور نور نمی شود او نور را ...

... خب این همه ریزه کاری به چه دردمون می خورن؟! آیا الان باید همه ی اون ها رو درنقد خودمون دونه به دونه اشاره کنیم و شرح بدیم تا همه بدونن که ما چقدر منتقد ریزبینی هستیم؟! میشه این کار رو هم کرد... شاید هم همین رو از دوستامون بشنویم ... اما این نمی تونه چیزی باشه که ما بتونیم بهش بگیم نقد هنرمندانه... پس باید چی کار کرد؟!