"موریس وایتز"
اگر داوری با تفسیر همراه نشود نسبت به اثر هنری و احتمالا نسبت به همه بی مسئولیت خواهد بود

جستجو در برای
طبقه بندی نتایج

نمایش 1 تا 10 از 11 مورد یافت شده

مرتب سازی بر اساس

عکاس: جواد حسنی منتقد:حمیدرضا بهنام فر ------- نگاه خسته ی زن با آن چروکهای بارز روی صورت، رو به پایین دارد در حالی که نگاه کودک با صورت شاداب و روشن تر رو به بالا است؛ گویی زن، به خاطرات گذشته و کودک به روزهای آینده می نگرد و نقطه ی عطف این دو نگاه، تنها همین آغوش گرمی است که اکنون به قاب آمده است. از دید نشانه شناسی ...

... اما چنانچه بخواهیم به عمق این تصویر دست یابیم، یعنی به تعبیر -فلوسر-، ابعاد حذف شده ی آن را بازسازی کنیم باید بگذاریم نگاهمان آزادانه بر روی سطح تصویر حرکت کند، گویی خودمان در حال حرکتیم... ... اما آنچه در میدان این تلاش و تکاپوی عکاس و والدین و کودک گُم می شود، چیزی فراتر از یک لبخند کودکانه است؛ گُم شده اصلی در عکس، روح بازیگوش و کودکانه دختر زیباست. ذهنت که درگیر فلسفه عکاسی می شود و به یاد می آوری گمانه هایی را که عکاسی را جمود لحظه ها و ابزار تسلط ایستایی بر حرکت زمان و جریان زندگی می دانند، نگاهت به ساقه پیچیده به دور تنه درختی که به تیرک بی جانی می ماند که بر زمین نشانده شده، گره می خورد و با آن بالا می رود تا برسد به گلدان شمعدانی های مصنوعی که تصویر ناتمامشان با گل گلدان پایین ثبت، جایی زیر قلیان، کامل می شود و هویت تصنعی حاکم بر ریشه و ساقه عکس را تمام قد به رُخت می کشد! از خودت می پرسی، تناسب و ارتباط کودک با تیرک، کوزه با خانه، قلیان با گلدان، آیا چیزی بیش از آهنگ خوش قافیه هاست؟! آیا -هماهنگی- به تنهایی برای شنیدن یک نوای خوش آهنگ شرط لازم و کافی است؟! عکس فاقد ...

نخستین مواجهه با عکس با سردرگمی همراه است. عکاس، نه تنها با زدودن رنگ از تصویر بلکه با انتخاب زاویه نگاه به صحنه و بستن کادری ویژه ، بیننده را با انبوهی از المان های تنیده در هم رو در رو می کند که برای تفکیک آنها مجبور می شود به اکتشاف در آن بپردازد تا بتواند نیم تنه پنج کودک را از میان سیاه و روشن عکس و انبوه خطوط و شکل های تنیده در هم تشخیص دهد. از این منظر و با این استدلال، با عکسی ناموفق روبرو هستیم. عکسی که نه تنها در ارائه ی یک پرتره ساده به دلیل عدم نمایش چهره کودک میانه ی تصویر که کاراکتر اصلی عکس است ناموفق عمل کرده بلکه حتی در فراهم نمودن بستر مناسبی برای حضور سوژه مورد نظر خود و تفکیک شکل دربرگیرنده ی او از زمینه نیز توفیقی نداشته است. اما با فاصله گرفتن از قواعد کلاسیک عکاسی و توجه به سوژه ی عکس...

... پایی که بر قاعده گذاشته می شود و دستی که گویی گیسوان کودک را در دست دارد و چون کالایی او را در زمینه بی قاعده گی های خونین به پیش می کشد! ... عکس را واژگون کردم تا نشانی باشد از واژگونی دنیای درون عکس؛ دنیای زیر رو شده ی درون من. تا نیمه زیرین عکس پر از خون شود! تا نشان دهم چگونه دختری زیبا در بستر خونین خود غرق می شود. تا رنگ قرمز دیگر فقط نماد زندگی و شادی نباشد، بشود رنگ نشستن در خون، رنگ مرگ! و دست را نشان دادم بدون هیچ عنایتی به هویت صاحبش. چه ...

هرچند با نگاه به کودکی که درمیان سنگ قبرها ایستاده است و به ویژه فرم ایستادنش شاید بتوان مفاهیمی چون سرگردانی و نیز غرور و بالندگی به شخصیت اصلی داستان عکس نسبت داد، اما همانگونه که می توان با نگاهی کنکاشگر و نگریستن به فرم حاصل از چینش منظم سنگهای قبر نوعی نظم را در آن ها مشاهده کرد، می توان ساختار عکس را رهنمون به ... نقد نقد: پرسشی که نقد امیرمهدی قاسم خانی با آن روبرو است این است که چگونه می توان فضای تهی و گنگ مسلط بر عکس را که بر سر کودکِ ایستاده در میانه گورستان سنگینی می کند و خطوط متحدالامرکزی را که نگاه بیننده را به سبب بهره ای که زمین گورستان و ردیف سنگها از اختلاف روشنایی در کناره ها و مرکز می برد، به درون می کشد، با امیدی که او...

... ترکیب بندی پویا و هوشمندانه عکس؛ نگاه بیننده را از فروگراند - پیش زمینه - (با حضورموکد و تاثیر گذار المان انسانی) تا تلاقی درختان به هم رسیده در راستای مفهوم بسته شده هدایت می کند. عنوان انتخاب شده تشریح کلی اتمسفر است در کوتاهترین تفسیرممکن از آن. ...تحت تاثیر این سیاه نمایی و این فضا هر مخاطبی ناچار است آینده ای نه چندان مطلوب و مسیر زندگی سخت و دشوار را در ذهن خویش برای این کودک ترسیم کند و ...

... سوژه یک دختر کوچک دوست داشتنی است ولی بیننده با نگاه به عکس احساس راحتی ندارد، حالت در خود گره خوردن سوژه همراه با سطح نمایشی عکس که آکنده از خطوط متعدد عمودی و افقی و مورب است، باعث ایجاد تنش در عکس شده و فضای مثبتی را القا نمی کند. بیننده فشار بصری ناشی از توالی نرده ها در پس زمینه و خطوط عمودی قطور در کناره عکس را به خوبی احساس می کند. کادر عکس مربع است ، کادر مربع کم تحرکترین نوع کادر است و برگزیدن اجباری و یا اختیاری این نوع کادر...

... عکس با حذف هوشمندانه ی المان های اضافی، جسارت و خلاقیت نگاهی را نشان می دهد که می خواهد درک و دریافت خود را با تمرکز هر چه بیشتر بر المانهای موجود ثبت تا جای ممکن همچون شوک به ذهن مخاطب وارد کند. نگاهی غنی با بیانی قابل لمس از رنج پاهایی نرسیده به آسایش زمین تا دستانی فرومانده از آسمان آرزوهای ساده کودکی چهار جفت پای معلق و سه جفت دمپایی، گویی زمین جای پای محکمی نیست برای طبقات ضعیف جامعه وقتی حتی در شرایط یکسان از امکانات برابر برخودار نیستند! بافت آجری تصویر ... ============== نقد نقد: فتوریویو ============== ... اما ظرافت نقد، جدای از آنچه در تعبیرهای سنجیده ای چون اشاره به بافت آجریِ تصویر به عنوان معادلی برای بافت بصری در برابر بافت زندگی و نشاندن کودکان بی شمار به جای کودکان ثبت به سبب حذف چهره و ایجاد زمینه ی همذات پنداری و تعمیم شرایط جاری به گروهی بزرگتر از آنچه در عکس قابل مشاهده است دارد، در نکته ای دیگر قابل واکاوری است... جایی میان " چهار جفت پای معلق و سه جفت دمپایی" ! وقتی زمین در نگاه منتقد استحکام خود را زیر پای کوچکترین کودک نشسته بر آجرها و پاهای خاکی محروم از دمپایی اش از دست می دهد! و ما را ترغیب می کند تا بار دیگر نگاهی به "جامعه شناسی خودمانی حسن نراقی" بیندازیم...

... امروزه در دنیای مجازی شاهد عکس های به شدت تکراری هستیم که هر روز بیشتر و بیشتر می شوند اما دیدن عکس هایی از این دست با تمام تکراری بودنشان و داشتن حرف های مشترک باز هم خالی از لطف نیست. بی شک این عکس در حوالی کوره های آجر پذیری ثبت شده است، و این بچه ها ، فرزندان کارگران کوره های آجرپذیری هستند، که روی آجرهای انباشته شده نشسته اند. عکاس با کادربندی خوب و... ============== نقد نقد: فتوریویو ============== ... آنچه منتقد صراحتا به آن اشاره می کند نقطه ی عطفی است که از همگرایی -احساس- و -منطق- هنرمند عکاس در ثبت به ظهور رسیده است. یادآور آنچه -هنری کارتیه برسون- تحت عنوان -لحظه ی قطعی- در کتاب خود با همین عنوان به آن پرداخته است. معنایی فراتر از آنچه ما به صورت متعارف، -انجماد حرکت توسط دوربین- از آن یاد می کنیم. لحظه ی قطعی در نگاه برسون حاصل نگرشی ژرف به احساسات و ویژگی های انسان و نشان دادن آن در قاب تصویر است. چیزی که نمی‌تواند از روی شانس و اقبال به دست آمده باشد و ...

خطوط عمودی دیوار سمت چپ که تا عمق عکس پیش رفته اند، ریتمی پیش رونده ساخته، و پسرهای پراکنده در فضای عکس ریتمی متنوع. نقطه توجه عکس «بعد از توجه کلی که به پسرهای تیره پوش جلب می شود.» پسربچۀ معلول با دو چوپ زیربغل است در سمت چپ قسمت پائینی جایی نزدیک نقطۀ طلائی کادر قرار دارد، که از قضا او هم تیره پوشیده و گویی دور بازی هرچه که هست، در لحظۀ عکاسی روی او متمرکز بوده. این را از توجه هم بازی هایش به او می گویم، و علت این که نقطۀ توجه واقع شده هم، بیش از معلولیتش همین توجه هم بازی هایش به اوست، و البته لبخند شادش. عکس عمق دارد و پلان های متعدد که به واسطه ی بچه های پراکنده میانشان ... ================ نقد نقد: معصومه حضرتی ================ ... منتقد در راستای تشریح ساختار و انسجام بصری نکات اصولی را بر می شمرد . گرچه در مورد عمق میدان وضوح تصویر با اشاره به پلان های متعدد که به واسطه بچه ها میانشان پاساژ ایجاد شده است، نیاز مخاطب نقد را به واکاوی دقیق تر بیشتر می کند. دنیای خردسالی و معصومیت پر از خنده، بازی و نشاط فارغ از سخت گیری و مرزبندی های دوران بزرگسالی دغدغه منتقد است تا روایت رویداد را از زبان مولف واگویه کند. به زعم جواهریان موفقیت اثر در گرو ...